X
تبلیغات
شازده کوچولو

شازده کوچولو

Le Petit Prince

آدرس

http://www.mrrobot.ir/

http://fa.eulerteach.com/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF

http://www.payamerooz.com/Default.aspx?vid=301

http://www.ertebyte.com/Mobile

http://www.partodesign.com/android

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1392ساعت 2:8  توسط umut  | 

عوارض حساسیت به قرص کاربامازپین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 18:42  توسط umut  | 

رایتل در ارومیه

ثیت نام سیم کارت رایتل در ارومیه+آهنگ های پیشواز سیم کارت رایتل+قیمت شارژ رایتل ارومیه+سیم کارت رایتل در ارومیه+رایتل ارومیه+کارت شارژ رایتل ارومیه
برچسب‌ها: ثیت نام سیم کارت رایتل در ارومیه, آهنگ های پیشواز سیم کارت رایتل, قیمت شارژ رایتل ارومیه, سیم کارت رایتل در ارومیه, رایتل ارومیه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 20:3  توسط umut  | 

گوشه ای از جملات کتاب معروف و زیبای شازده کوچولو

* ساکنان زمین از قوه ی تخیل محرومند و آنچه می شنوند تکرار میکنند.
       * اهلی کردن چیزیست که امروزه فراموش شده و آن یعنی پیوند بستن.
      * در زمین فقط چیزهایی را که اهلی کنی می توانی بشناسی آدم ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند.
      * زبان سرچشمه ی همه ی سوءتفاهم هاست.
      * آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموش کنی  ُ تو مسئول همیشگی آن می شوی که اهلیش کرده ای.
      * فقط با چشم دل می توان خوب دید. اصل چیزها از چشم سرپنهان است.
      * آدمیزاد هیچگاه به آن جایی که هست راضی نیست.
      * چراغ را باید محافظت کرد : چه بسا اندک بادی آن را خاموش کند ...
      * آدم همیشه در هر غمی تسلی پیدا می کند.
      * فراموش کردن دوستان غم انگیز است.  
      * محاکمه کردن خود بسیار مشکل تر از دیگری است اگر بتوانی درباره ی خودت درست حکم کنی آنگاه حکیم واقعی هستی.
برچسب‌ها: جمله گل شازده کوچولو, ستاره شازده کوچولو, شازده کوچولو اهلی شدن, شازده کوچولو تولد, متن فوق خلاصه شده شازده کوچولو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 17:3  توسط umut  | 

شازده کوچولو و مار

شازده کوچولو وقتی به زمين رسيد از اينکه کسی را نديد متعجب شد. می‌ترسيد نکند سياره را عوضی گرفته باشد که ناگاه چنبری به رنگ ماه در لای شنها تکان خورد.
شازده کوچولو بيهوا گفت: شب به‌خير!
مار گفت: شب به‌خير!
شازده کوچولو پرسيد: من بر کدام سياره افتاده‌ام؟
مار گفت: بر زمين، در خاک آفريقا.
- آه... پس کسی در زمين نيست؟
مار گفت: اينجا بيابان است و کسی در بيابان پيدا نمی‌شود، زمين بزرگ است.
شازده کوچولو بر سر سنگی نشست، سر به آسمان برداشت و گفت:
- من فکر می‌کنم نکند روشنی ستارگان برای اين است که هر کس بتواند روزی ستاره خود را پيدا کند. تو به سياره من نگاه کن، درست بالای سر ما است... ولی چقدر دور است!...
مار گفت: چقدر هم زيباست! تو اينجا آمده‌ای چه بکنی؟
شازده کوچولو گفت: با گلی حرفم شده است.
مار گفت: آه!
و هر دو خاموش ماندند.
آخر شازده کوچولو پرسيد:
- پس آدمها کجا هستند؟ آدم در بيابان احساس تنهايی می‌کند...
مار گفت: با آدمها نيز آدم احساس تنهايی می‌کند.


 
تو چه حيوان مضحکی هستی! مثل انگشت باريکی.


شازده کوچولو مدت زيادی به مار خيره شد. آخر به او گفت:
- تو چه حيوان مضحکی هستی! مثل انگشت باريکی...
مار گفت: ولی من از انگشت پادشاه تواناترم.
شازده کوچولو تبسمی کرد:
- تو خيلی توانا نيستی... تو که پنجه نداری... حتی به سفر هم نمی‌توانی بروی...
مار گفت:
من می‌توانم تو را از کشتی‌ها هم دورتر ببرم.
و مانند خلخال طلا به دور قوزک شازده کوچولو پيچيد. باز گفت:
- من هر کس را لمس کنم، او را به خاکی که از آن بيرون آمده است بازمی‌گردانم. ولی تو پاکی و از ستاره فرود آمده‌ای...
شازده کوچولو جواب نداد.
- دلم به حال تو که موجودی چنين ضعيف بر اين زمين خارايی هستی، می‌سوزد. اگر روزی دلت خيلی برای سياره‌ات تنگ شد، من می‌توانم به تو کمک کنم. من می‌توانم...
شازده کوچولو گفت: اوه! من بسيار خوب فهميدم. ولی تو چرا هميشه با رمز حرف می‌زنی؟
مار گفت: من همه رمزها را می‌گشايم.
و هر دو خاموش شدند.
برچسب‌ها: شازده کوچولو قططعه, شازده کوچولو و گلش, شازده کوچولو و مار, شازده کوچولوومار, قالب وبلاگ شازده کوچولو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 16:58  توسط umut  | 

ستاره و شازده کوچولو

اگر کسی گلی را دوست بدارد که در میلیون ها میلیون ستاره یکتا باشد همین کافی است تاهر وقت که به ستاره ها نگاه می کند خوشبخت باشد. نگاه می کند و به خود می گوید گل من آنجا در یکی از آن ستاره هاست و چه شیرین است شب ها نگاه کردن به ستاره ها ُ همه ی ستاره ها گل می شوند.
برچسب‌ها: مسافر كوچولو به گل سرخ, منبع شازده کو چولو, وبلاگ شازده كوچولو, دانلود فیلم شازده کوچولو, شازده كوچولو عشق
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 16:55  توسط umut  | 

شازده کوچولو و روباه

روباه ساکت شد و مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد .آخر گفت:
- بیزحمت مرا اهلی کن !
شازده کوچولو در جواب گفت: خیلی دلم می خواهد ولی زیاد وقت ندارم.من باید دوستانی پیدا کنم و خیلی چیزها هست که باید بشناسم.
روباه گفت: هیچ چیزی را تا اهلی نکنند نمی توانند شناخت.آدمها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. آنها چیزهای ساخته و پرداخته از دکان می خرند اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد آدمها بی دوست و آشنا مانده اند. تو اگر دوست می خواهی مرا اهلی کن !
شازده کوچولو پرسید: برای این کار چه باید کرد؟
روباه در جواب گفت: باید صبور بود. تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها می نشینی . من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هیچ حرفی نخواهی زد.
زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست. ولی تو هر روز می توانی قدری جلوتر بنشینی.
فردا شازده کوچولو باز آمد.
روباه گفت:
 - بهتر بود به وقت دیروز می آمدی. تو اگر مثلا هر روز ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه ببعد کم کم خوشحال خواهم شد و هرچه بیشتر وقت بگذرد احساس خوشحالی من بیشتر خواهد بود.سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شدو آن وقت به ارزش خوشبختی پی خواهم برد. ولی اگر در وقت نا معلومی بیایی دل مشتاق من نمی داند کی خود را برای استقبال تو بیاراید...آخر در هر چیز باید آیین باشد.
شازد کوچولو پرسید : « آیین » چیست ؟
روباه گفت : ای هم چیزی است بسیار فراموش شده چیزی است که باعث می شود روزی با روزهای دیگر و ساعتی با ساعتهای دیگر فرق پیدا کند....
بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد و همینکه ساعت وداع نزدیک شد روباه گفت:
- آه !...من خواهم گریست.
شازده کوچولو گفت : گناه از خود توست . من که بدی به جان تو نمی خواستم . تو خودت خواستی که من ترا اهلی کنم..
روباه گفت : درست است .
شازده کوچولو گفت : در این صورت باز هم گریه خواهی کرد ؟
روباه گفت : البته .
شازده کوچولو گفت : ولی گریه به حال تو هیچ سودی نخواهد داشت .
روباه گفت: به سبب رنگ گندم زار گریه به حال من سودمند خواهد بود.
و کمی بعد به گفته افزود : یک بار دیگر برو و گلهای سرخ را تماشا کن.آن وقت خواهی فهمید که گل تو در دنیا یگانه است. بعد برگرد و با من وداع کن و من به رسم هدیه رازی را بر تو فاش خواهم کرد.
شازده کوچولو رفت و باز به گلهای سرخ نگاه کرد. به آنها گفت :
- شما هیچ به گل من نمی مانید . شما هنوز چیزی نشده اید.کسی شما را اهلی نکرده است و شما نیز کسی را اهلی نکرده اید . شما مثل روزهای اول روباه من هستید.او آن وقت روباهی بود مثل صدها هزار روباه دیگر.اما من او را با خود دوست کردم و او حالا در دنیا بی همتا است.
و گلهای سرخ سخت رنجیدند.
شازده کوچولو باز گفت:
-شما زیبایید ولی درونتان خالیست . به خاطر شما نمی توان مرد.البته گل سرخ من در نظر یک رهگذر عادی به شما می ماند ولی او به تنهای از همه شما سر است.چون من فقط به او آب داده ام.فقط او را در زیر حباب بلورین گذاشته ام فقط او را پشت تجیر پناه داده ام فقط کرمهای او را کشته ام چون فقط به شکوه و شکایت او به خودستایی او  و گاه نیز به سکوت او گوش داده ام . زیرا او گل سرخ من است.
آنگاه پیش روباه بازگشت و گفت :
- خداحافظ !...
روباه گفت : خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است :
بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است.
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
- آنچه اصل است از دیده پنهان است .
- آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمری است که تو به پای او صرف کرده ای .
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
- عمری است که من به پای گل خود صرف کرده ام .
روباه گفت : آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی . تو هر چه را اهلی کنی همیشه مسوول آن خواهی بود. تو مسوول گل خود هستی ...
شازده کوچولو برای این که به خاطر بسپارد تکرار کرد :
- من مسوول گل خود هستم ...


برچسب‌ها: شازده کوچولو و روباه, روباه و شازده کوچولو, شازده کوچولو و رویاه, آنتوان دوسنت اگزوپری, زیباترین قسمت داستان شازده کوچولو
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1391ساعت 18:16  توسط umut  | 

کاش شازده کوچولو

*كاش خدا شازده كوچولو رو با گلش خوشبخت كنه


كاش شازده كوچولو گلشو پیدا كنه


كاش همیشه پیشش بمونه


كاش خوشبخت بشه


كاش وقتی از اون بالا زمینو نگاه میكنه دلش نگیره


كاش گلش خیلی خیلی بیشتر از گلهای زمینی دوستش داشته باشه


كاش خوشبخت بشه!
برچسب‌ها: گزیده جملات زیبای شازده کوچولو, جملات زیبای روباه شازده کوچولو, جملات کتاب معروف و زیبای شازده کوچولو, نوشته هاي مسافر كوچولو, جملات زیبا از شازده کوچولو
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 1:22  توسط umut  |