هولوگرام شازده کوچولو

شازده کوچولو

Le Petit Prince

در زندگی بارها رویاهامان را فرو ریخته، و تمناهامان را ناکام می بینیم، اما باید به دیدنِ رویا ادامه بدهیم. اگر نه، روح مان می میرد. و عشق نمی تواند به آن دست یابد.
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم _پائولو کوئلیو

.............

هنگام خوندن کتاب کیمیاگر از "پائولو کوئیلو" با خودم گفتم جمله های زیبای اون رو بنویسم، شاید به دردم بخورن، این شد که شروع به نوشتن اونا رو یه برگه ای کردم، که 51 جمله زیبا رو من پیدا کردم
شما هم از خوندشون لذت ببرید.


1. نا توانی و بی لیاقتی مردم در انتخاب سرنوشت خودشان

2. بزرگترین دروغ عالم: در مرحله ای از زندگی کنترل آنچه بر سرمان می آید از دستمان خارج می شود و سرنوشت هدایت آن را بر عهده می گیرد.

3. در مرحله ای از زندگی آدمها، هر چیزی روشن و امکان پذیر است. آنها نه از خیالبافی و نه از آرزوی کارهایی که می خواهند در زندگیشان رخ دهد، هراسی ندارند. اما با گذشت زمان، نیرویی مرموز آنها را متقاعد می کند که دسترسی به افسانه شخصی شان غیر ممکن است.

4. هرکس که باشی یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعاً از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواسته ی تو از روح جهان سرچشمه می گیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین می شوی.

5. وقتی چیزی را بخواهی همه ی کائنات دست به دست هم می دهند تا تو نائل به انجام آن شوی.

6. مردم خیلی زود در زندگیشان به دلیل هستی خود پی می برند، شاید به خاطر همین است خیلی زود تسلیم می شوند. اما همیشه وضع به همین صورت نیست.

7. یکنواختی ایام برای آدمها باعث می شود متوجه چیزهای خوبی که هر روز با طلوع خورشید در زندگیشان اتفاق می افتد، نشوند.

8. پسرک به آزادی باد حسرت خورد...

9. خداوند برای هرکس در زندگی مسیری قرار داده است که باید آن را طی ککند. کافی است نشانه هایی را که خداوند بر سر راهت قرار داده، بخوانی.

10. یادت باشد به هر چیز که بر میخوری فقط یک چیز هست و دیگر هیچ.

11. ... یک پادشاه پیر هم باید گاهی احساس تکبر در خودش کند.

12. هرگز قبل از اینکه چیزی را بدست آوری، وعده آن را به کس دیگری نده.

13. همه ی اتفاقات بین طلوع و غروب خورشید رخ می دهد.

14. همه ی آدمها دنیا را همان جور که می خواهند ببینند، می بینند، نه آنجوری که هست.

15. سعی کن نشانه ها را بشناسی و دنبال آن بروی

16. همه چیز، فقط یک چیز است.

17. همیشه باید بدانی که چه می خواهی؟

18. زیبایی، اغواکننده ترین چیزهاست

19. چیزهایی هست که از عهده ی آن بر می آییم اما نمی خواهیم آنها را انجام دهیم.

20. گاهی نمی توان مسیر جریان رودخانه را عوض کرد.

21. هرگز از رویاهایت صرف نظر نکن، به دنبال نشانه ها برو...

22. اتخاذ تصمیم فقط یک شروع است. وقتی آدمی تصمیمی بگیرد وارد جریان تندی می شود و این جریان او را به جاهایی می کشاند که هرگز هنگام تصمیم گیری تصورش را هم نمی کرده است.

23. اگر انسانها قادر باشند به آنچه که در زندگی نیاز دارند و به آنچه خواهان آن هستند دست پیدا کنند، هرگز لازم نیست از ناشناخته ها بترسند.

24. افسانۀ زندگی ما و سرگذشت همه ی کائنات با یک دست واحد نگاشته شده اند.

25. از پیچ و خم های زیادی عبور کرده ایم ولی همواره به سوی مقصد خویش پیش می رویم.

26. ساربان به پسرک گفت:من زنده ام . وقتی چیزی می خورم فقط به خوردن فکر می کنم، اگر راه بروم همۀ حواسم را به روی گامهایم متمرکز می کنم. اگر ناگزیر از جنگیدن باشم، آن روز، روز خوبی برای مردنم خواهد بود.
چون در گذشته یا آینده ام زندگی نمی کنم. من فقط حال را در می یابم.
27. از گذشته درس بگیر، در حال زندگی کن و به فکر آینده باش.

28. دنیا به زبانهای زیادی حرف می زند.

29. شاید خدا کویر را برای این آفریده تا انسانها قدر درختان خرما را بدانند.

30. زبانعشق چیزی است که قدرت خود را وقتی دو نگاه با هم تلاقی می کنند به کار می گیرد. عشق، زبانی با سابقه تر از بشریت و قدیمی تر از کویر

31. وقتی زبان عشق(زبان جهان) را یاد بگیری، کسی که انتظارت را می کشد به آسانی خواهی شناخت، چه در دل کویر باشد چه وسط یک شهر بزرگ

32. ... برو تلاش کن

33. عشق زنجیر محکمی به پای عاشق می بندد تا در کنار معشوق خود بماند

34. دخترک به پسر گفت:من دختر صحرا هستم و از این بابت به خود می بالم. دوست دارم شوهرم مثل بادی که شنها را جابجا می کند آزاد باشد و به سوی هدفش برود. در صورت لزوم این حقیقیت را می پذیرم که او تکه ای از ابر، حیوان یا آب جوشیده شده از دل کویر شده است.

35. وقتی عاشق می شوی همه چیز برایت معنا پیدا می کند

36. هر چیزی بر روی کره زمین می تواند سرگذشت چیزهای دیگر را بازگو کند.

37. شترها خیانت کارند، هزاران قدم راه می روند بدون اینکه اثری از خستگی در آنها مشهود باشد، بعد یکدفعه به زانو می افتند و هلاک می شوند. اما اسب ها به تدریج خسته می شوند.

38. زندگی، زندگی را به سوی خود می کشد.

39. عشق هرگز مانع عاشق نمی شود. اگر عاشق از هدفش دست بکشد پس عشقش یک عشق واقعی نبوده است.

40. کیمیاگر به پسرک گفت:
اگر چیزی را که انسان می یابد مطلب کاملاً نابی باشد، هرگز از بین نمی رود. و او می تواند همیشه برگردد. اگر چیزی را که پیدا میکند یک جرقۀ آنی و گذرا مثل انفجار یک ستاره باشد در بازگشت هیچی نمی یابد.

41. خردمندان فهمیدند که این دنیای مادی فقط تصویر و رونوشتی از بهشت است، وجود این دنیا دال بر وجود دنیایی بی نقص و کامل دارد.

42.
قلبت را بشناس و به ندای آن گوش کن

43. آدمها از اینکه به دنبال مهمترین رؤیاهایشان بروند می ترسند زیرا احساس می کنند شایسته آن رؤیاها نیستند و قادر نخواهند بود به آنها برسند.

44. هر لحظه ی جستجو[کردن]، لحظه ی رویارویی با خداست.

45. همه آنهایی که سعادتمندند خدا را در دل دارند و همانطور که کیمیاگر گفته بود سعادت در یک دانۀ شن صحرا هم پیدا می شود.

46. درست در لحظه ای که نخلستان را در افق دید از تشنگی پا درآمد.

47. سپیده درست بعد از تاریکترین ساعات شب می دمد.

48. اگر بزرگترین گنجهای عالم را در اختیار داشته باشی و از آنها برای دیگران حرف بزنی ، به ندرت حرفت را باور می کنند.

49. چشمها قدرت روحت را نشان می دهند.

50. بادها در سراسر عالم می وزند، نه زادگاهی دارند، نه جایی برای مردن

51. وقتی سعی کنیم از اینکه هستیم بهتر باشیم موجودات دور و بر ما هم بهتر می شوند.


برچسب‌ها: کنار رود پیدرا نشستم و گریستم, سخنان زیبا و آموزنده از پائولو كوئیلو, جملات زیبا از پائولو کوئیلو, زیبا ترین جمله های پائولو کوئیلو
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 11:47  توسط umut  | 

هرگز براي عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش !

گاهي در انتهای خارهای يک کاکتوس ، به غنچه‌اي مي رسی که زندگيت را روشن مي‌کند .

پایان دوئل _ خورخه لویس بورخس


برچسب‌ها: پایان دوئل از خورخه لویس بورخس, قسمتی از کتاب پایان دوئل, بخشی از کتاب پایان دوئل, خورخه لوئیس بورخس اشعار, شعرهای خورخه لوییس بورخس
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 10:46  توسط umut  | 

* کمتر آدم بزرگی این را به یاد می آورد که اول بچه بوده.* * بچه ها باید نسبت به آدم بزرگ ها خیلی گذشت داشته باشند.* * ولی ما (بچه کوچک ها) که معنی زندگی را می فهمیم البته به شما ها می خندیم.* * آدم بزرگ ها این حقیقت را فراموش کرده اند که همان مقدار وقتی که برای گل صرف کرده ای باعث ارزش و اهمیت گل شده است. انسان مسوول همیشگی آن گل می شود.* * چیزی که مایه زیبایی خانه و صحرا و ستاره است از چشم سر پنهان است ، با چشم دل باید آن را دید.* * این تن آدم مثل یک پوسته کهنه دور انداختنی است. پوسته های کهنه دورافتاده که غصه ندارند.* و در نهایت باید گفت که: * هیچ چیز کامل نیست.*


برچسب‌ها: شازده کوچولو جملات زیبا
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 10:22  توسط umut  | 

تعدادی جمله که جنبه دوستانه و عاشقانه دارند،مینویسم.

Gözleriniz çok güzel.
چشم های شما واقعا زیباست.

Saçlarınız çok güzel.
موهای واقعا زیبایی دارید.

Harika bir vücudunuz var.
عجب هیکل توپی(!) دارید!

Çok sevimlisiniz.
شما واقعا زیبا و دوست داشتنی هستید.

Size adınızla hitap edebilir miyim?
میتونم با همین اسم شما را مورد خطاب قرار بدم؟

Sizden çok hoşlanıyorum.
از وجود شما خیلی شاد و خوشحالم.

Size aşık oldum.
من عاشق شما شده ام.

İlk görüşte aşka inanır mısınız?
آیا به عشق در نگاه اول اعتقاد دارید؟

Seninle sohbet etmek çok güzel.
صحبت کردن با تو واقعا لذت بخشه.

Sizi daha yakından tanıtmak isterdim.
دوست دارم شما را بهتر بشناسم.

Hiç bu kadar güzel gözler görememiştim.
تا حالا چشمانی به این زیبایی ندیده بودم!


برچسب‌ها: جملات زیبا و عاشقانه به زبان ترکی استانبولی همراه , عاشقانه به زبان ترکی استانبولی همراه ترجمه, پیامک به زبان استانبولی با معنی, عاشقانه و دوست داشتن به زبان ترکی استانبولی
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1392ساعت 11:9  توسط umut  | 

اگـــر برای کسی مهم باشی

او همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پیدا خواهد کرد

نــه بهانه ای برای فرار
و نه دروغــی برای توجیـــه...

قهرمانان و گورها _ارنستو ساباتو

 

 


برچسب‌ها: جملات زیبا از کتاب های زیبا, کتاب قهرمانان و گورها از ارنستو ساباتو, بخشی از کتاب قهرمانان و گورها, قسمتی از کتاب قهرمانان و گورها
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 23:24  توسط umut  | 

-كمتر آدم بزرگی این را به یاد می آورد كه اول بچه بوده.
- كسی كه راهش را بگیرد و برود زیاد دور نمی رود.
- آدم بزرگ ها عدد و رقم دوست دارند. آدم بزرگ ها این جورند دیگر.
- بچه ها باید نسبت به آدم بزرگ ها خیلی گذشت داشته باشند.
- ولی ما {بچه كوچك ها }كه معنی زندگی را می فهمیم البته به شماره ها می خندیم.
- همه مردم از نعمت دوست برخوردار نبوده اند.
- چه رازآمیز است عالم اشك.
- حق این است كه كردار بسنجیم نه گفتار را.
- حق این است كه پشت نیرنگ های كوچك آدم ها پی به محبتشان ببریم.
- دنیا برای شاهان بسیار ساده شده است و آنها همه مردم را رعیت خود می دانند.
- باید از هر كس كاری را خواست كه از او برمی آید.
- قدرت بیش از هر چیز متكی به عقل است.
- محاكمه كردن خود بسیار مشكلتر از محاكمه كردن دیگری است. اگر بتوانی درباره خودت درست حكم كنی معلوم می شود كه حكیم { = دانای } واقعی هستی.
- این آدم بزرگ ها واقعاً كه چقدر عجیب و غریب و غیر عادی اند.
- در نظر خود پسندان، دیگر مردم همه از ارادتمندان ایشان اند.
- خود پسندان فقط صدای تحسین را می شنوند.
- آدم بزرگ ها جدی اند، حوصله حرف های یاوه را ندارند.
- هر كس ممكن است كه در عین حال هم وفادار به دستور و كار باشد و هم تنبل .
- كسی كه به چیز دیگری غیر از وجود خودش مشغول است تنها كسی است كه مضحك نیست.
- كسی كه می خواهد خوشمزگی كند گاهی مختصر دروغی هم می گوید.
- آیا ستاره ها برای این روشنند كه هر كس بتواند روزی ستاره خودش را پیدا كند ؟
- آدم پیش آدم ها هم احساس تنهایی می كند.
- آدم ها ریشه ندارند و به دردسر می افتند. باد آنها را با خودش به این طرف و آن طرف می برد.
- ساكنان زمین از قوه تخیل محرومند. آنچه می شنوند تكرار می كنند.
- اهلی كردن یعنی پیوند بستن. اگر تو مرا اهلی كنی هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت. تو برای من یگانه جهان خواهی شد و من برای تو یگانه جهان خواهم شد.
- هیچ چیز كامل نیست.
- اگر تو مرا اهلی كنی و با من پیوند ببندی، زندگی ام چنان روشن خواهد شد كه انگار نور آفتاب بر آن تابیده است. صدای پای تو برایم مثل نغمه موسیقی خواهد بود. گندمزارها چیزی به یاد من نمی آورند. ولی تو موهای طلایی داری. پس وقتی اهلی ام كنی و با من پیوند ببندی معجزه می شود! گندم كه طلایی رنگ است یاد تو را برایم زنده می كند و من زمزمه باد را در گندمزارها دوست خواهم داشت.
- فقط چیزهایی را كه اهلی كنی و با آنها پیوند ببندی می توانی بشناسی.
- آدم بزرگ ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. همه چیزها را ساخته و آماده می خرند. ولی چون كسی نیست كه دوست بفروشد آدم ها دیگر دوستی ندارند.
- زبان سرچشمه سوء تفاهم هاست.
- در صورتی كه اهلی ام كنی و با من عهد و پیمان ببندی، اگر در ساعت چهار بعد از ظهر بیایی، من از ساعت سه بعد از ظهر حس می كنم كه خوشبختم . هر چه ساعت پیشتر می رود، خوشبختیم بیشتر می شود. در ساعت چهار به هیجان می آیم و نگران می شوم و آن وقت قدر خوشبختی را می فهمم.
- فقط با چشم دل می توان خوب دید. اصل چیزها از چشم سر پنهان است.
- آدم بزرگ ها این حقیقت را فراموش كرده اند كه همان مقدار وقتی كه برای گلت صرف كرده ای باعث ارزش و اهمیت گلت شده است. انسان مسئول همیشگی آن گل می شود.
- آدم هیچ وقت آن جایی كه هست راضی نیست.
- چه خوب است كه آدم، حتی در دم مرگ، دوستی داشته باشد.
- چیزی كه مایه زیبایی خانه و صحرا و ستاره است از چشم سر پنهان است.
- چراغ را باید محافظت كرد: چه بسا اندك بادی آن را خاموش كند.
- آدم ها آنچه را می جویند نمی یابند و با این همه آنچه به دنبالش می گردند بسا كه در یك گل یا در اندكی آب یافت شود.
- چشم نابیناست. با دل باید جست و جو كرد.
- اگر كسی به سؤالی جواب ندهد، ولی سرخ شود این خود به معنی جواب مثبت است.
- آنچه مهم است با چشم دیده نمی شود.
این تن آدم مثل یك پوسته كهنه دور انداختنی است. پوسته های كهنه دور افتاده كه غصه ندارند

برچسب‌ها: جملات زیبا و فلسفی از کتاب شازده کوچولو, جملات زیبا مسافر کوچولو, زیباترین متن کتاب شازده کوچولو انتوان دوسنت اگزوپر, از کتاب شازده کوچولو
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1392ساعت 22:59  توسط umut  | 

ثیت نام سیم کارت رایتل در ارومیه+آهنگ های پیشواز سیم کارت رایتل+قیمت شارژ رایتل ارومیه+سیم کارت رایتل در ارومیه+رایتل ارومیه+کارت شارژ رایتل ارومیه
برچسب‌ها: ثیت نام سیم کارت رایتل در ارومیه, آهنگ های پیشواز سیم کارت رایتل, قیمت شارژ رایتل ارومیه, سیم کارت رایتل در ارومیه, رایتل ارومیه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1392ساعت 20:3  توسط umut  | 

* ساکنان زمین از قوه ی تخیل محرومند و آنچه می شنوند تکرار میکنند.
       * اهلی کردن چیزیست که امروزه فراموش شده و آن یعنی پیوند بستن.
      * در زمین فقط چیزهایی را که اهلی کنی می توانی بشناسی آدم ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند.
      * زبان سرچشمه ی همه ی سوءتفاهم هاست.
      * آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموش کنی  ُ تو مسئول همیشگی آن می شوی که اهلیش کرده ای.
      * فقط با چشم دل می توان خوب دید. اصل چیزها از چشم سرپنهان است.
      * آدمیزاد هیچگاه به آن جایی که هست راضی نیست.
      * چراغ را باید محافظت کرد : چه بسا اندک بادی آن را خاموش کند ...
      * آدم همیشه در هر غمی تسلی پیدا می کند.
      * فراموش کردن دوستان غم انگیز است.  
      * محاکمه کردن خود بسیار مشکل تر از دیگری است اگر بتوانی درباره ی خودت درست حکم کنی آنگاه حکیم واقعی هستی.
برچسب‌ها: جمله گل شازده کوچولو, ستاره شازده کوچولو, شازده کوچولو اهلی شدن, شازده کوچولو تولد, متن فوق خلاصه شده شازده کوچولو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 17:3  توسط umut  | 

شازده کوچولو وقتی به زمين رسيد از اينکه کسی را نديد متعجب شد. می‌ترسيد نکند سياره را عوضی گرفته باشد که ناگاه چنبری به رنگ ماه در لای شنها تکان خورد.
شازده کوچولو بيهوا گفت: شب به‌خير!
مار گفت: شب به‌خير!
شازده کوچولو پرسيد: من بر کدام سياره افتاده‌ام؟
مار گفت: بر زمين، در خاک آفريقا.
- آه... پس کسی در زمين نيست؟
مار گفت: اينجا بيابان است و کسی در بيابان پيدا نمی‌شود، زمين بزرگ است.
شازده کوچولو بر سر سنگی نشست، سر به آسمان برداشت و گفت:
- من فکر می‌کنم نکند روشنی ستارگان برای اين است که هر کس بتواند روزی ستاره خود را پيدا کند. تو به سياره من نگاه کن، درست بالای سر ما است... ولی چقدر دور است!...
مار گفت: چقدر هم زيباست! تو اينجا آمده‌ای چه بکنی؟
شازده کوچولو گفت: با گلی حرفم شده است.
مار گفت: آه!
و هر دو خاموش ماندند.
آخر شازده کوچولو پرسيد:
- پس آدمها کجا هستند؟ آدم در بيابان احساس تنهايی می‌کند...
مار گفت: با آدمها نيز آدم احساس تنهايی می‌کند.


 
تو چه حيوان مضحکی هستی! مثل انگشت باريکی.


شازده کوچولو مدت زيادی به مار خيره شد. آخر به او گفت:
- تو چه حيوان مضحکی هستی! مثل انگشت باريکی...
مار گفت: ولی من از انگشت پادشاه تواناترم.
شازده کوچولو تبسمی کرد:
- تو خيلی توانا نيستی... تو که پنجه نداری... حتی به سفر هم نمی‌توانی بروی...
مار گفت:
من می‌توانم تو را از کشتی‌ها هم دورتر ببرم.
و مانند خلخال طلا به دور قوزک شازده کوچولو پيچيد. باز گفت:
- من هر کس را لمس کنم، او را به خاکی که از آن بيرون آمده است بازمی‌گردانم. ولی تو پاکی و از ستاره فرود آمده‌ای...
شازده کوچولو جواب نداد.
- دلم به حال تو که موجودی چنين ضعيف بر اين زمين خارايی هستی، می‌سوزد. اگر روزی دلت خيلی برای سياره‌ات تنگ شد، من می‌توانم به تو کمک کنم. من می‌توانم...
شازده کوچولو گفت: اوه! من بسيار خوب فهميدم. ولی تو چرا هميشه با رمز حرف می‌زنی؟
مار گفت: من همه رمزها را می‌گشايم.
و هر دو خاموش شدند.
برچسب‌ها: شازده کوچولو قططعه, شازده کوچولو و گلش, شازده کوچولو و مار, شازده کوچولوومار, قالب وبلاگ شازده کوچولو
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 16:58  توسط umut  | 

اگر کسی گلی را دوست بدارد که در میلیون ها میلیون ستاره یکتا باشد همین کافی است تاهر وقت که به ستاره ها نگاه می کند خوشبخت باشد. نگاه می کند و به خود می گوید گل من آنجا در یکی از آن ستاره هاست و چه شیرین است شب ها نگاه کردن به ستاره ها ُ همه ی ستاره ها گل می شوند.
برچسب‌ها: مسافر كوچولو به گل سرخ, منبع شازده کو چولو, وبلاگ شازده كوچولو, دانلود فیلم شازده کوچولو, شازده كوچولو عشق
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 16:55  توسط umut  | 

مطالب قدیمی‌تر